
پيراهنت را در خيابان ديده امباراني ات را در بارانو سيگارت رابين دوهزار انگشت غريبهانگار تورا ميان شهر قسمت كرده اندو سهم همه را داده اند!لبخندت را داده اند به همهعطرت رابه عابراني كه از كنارم مي گذرندو نامت راتكه تكه در نامشان پنهان كرده اند... تورا ميان شهر قسمت كرده اند و سهم همه را داده اندو دلتنگي اتبراي من مانده ست. #ستاره_جوادزاده ...
ادامه مطلب
به او بگویید دوستش دارم !شوخی نیستشوخی ندارمحرف دل است و دل دادن !دل بستن ..شماها نمی دانید ، سر همین دل بستنتمام زندگیم را دادممی فهمید !زندگیم ، یعنی قلبم ، احساسم ، مهرم ...هنوز در همین خیابان ها راه می روماز دور روزهای با هم بودن را می بینممیان هزاران هزار سروصدا ، فریاد می زنممی خندم ...من دیوانه نیستم ، مجنونم !عاشق کسی که می داند دوستش دارم و ...کاش یکی بیاید و دستم را در دستانش بگذاردآن وقت من هم به تمام آنهایی که هر روز می گویندبه او بگویید هنوز دوستش دارم ...کمک می کردم ، آنها را به تکه ی جامانده از قلبشان می رساندم #زهرامحمدرسولی...
ادامه مطلب
امروز روز تولد تو بود و من تمام روز رو به تو فکر کردم . تولدت مبارک ... ...
ادامه مطلب
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.هرچه خاطرات خوشمان از شخصی ...
ادامه مطلب
دوستت داااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم ...
ادامه مطلب
خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست سازگاری نکند آب و هوای دگرم ...
ادامه مطلب
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غ...
ادامه مطلب
امروز یکیو دیدم سوار ترک موتور بود خیلی شبیه تو بود نمیدونم چرا تا منو دید روشو برگردوند !...
ادامه مطلب
عشق ما به پایان رسید اشیا و جهان به واقعیت خود برگشتند، پردههای رویا کنار رفت و شهر با تمام زشتیهایش در قاب پنجره نشست.. عشق ما به پایان رسید و شعر تبدیل شد به نثر بعد از این، روزها عادی و آوازها معمولی ست. ماه دیگر فقط ماه است، رویای دریا نیست.. بعد از این همه چیز معنای خاص خودش را دارد و زندگی را فقط آتشی می تواند گرم کند که به معنای واقعی آتش است..!!! رسول یونان ...
ادامه مطلب
میخواهم با کسی بروم که "من دوستش میدارم " نمیخواهم هزینهی این همراه شدن را حساب و کتاب کنم یا اینکه به خوبی و بدی اش فکر کنم حتی نمیخواهم بدانم دوستم دارد یا نه فقط میخواهم با آن کسی بروم که دوستش دارم.. "برتولت برشت" ...
ادامه مطلب
زن گفت: من هنوز بعد ده سال که تو چشمات نگاه میکنم دلم میلرزه. مرد هم داشت تلوزیون نگاه میکرد پرسید: چی؟ زن گفت هیچی، گفتم آلبالو نمک زدم، بخور! زن نگاه کرد به تلوزیون و آلبالو خورد،مرد داشت تلوزیون نگاه میکرد و به این فکر میکرد که چقدر خوب است زنی را دوست داشته باشی، زنی که هنوز بعد از ده سال یادش نمیرود برایت آلبالو نمک بزند!! زن سرش را گذاشت روی پاهای مرد، مرد دست کرد توی موهای زن. ...
ادامه مطلب
آنچه همه گرسنگیاش میخوانند سیرم میکند آنچه همه اندوهش میخوانند شادم میکند نه گلام من نه خزه نه گل سنگ من هزاران سال در بطن سنگ جان گرفتهام میخواهم درخت باشم میخواهم ریشههایت را دریابم همه عمر سیراب شوم شب و روز میخواهم انسانزادهای باشم به سان انسان بزیم به سان انسان بمیرم و تو را دوست بدارم.. اریش فرید...
ادامه مطلب